[ و روایت شده است که حضرتش روزى میان یاران خود نشسته بود . زنى زیبا بر آنان بگذشت و حاضران دیده بدو دوختند . پس فرمود : ] همانا دیدگان این نرینگان به شهوت نگران است و این نگریستن موجب هیجان . پس هر یک از شما به زنى نگرد که او را خوش آید با زن خویشش نزدیکى باید ، که او نیز زنى چون زن وى نماید . [ مردى از خوارج گفت خدا این کافر را بکشد چه نیک فقه داند . مردم براى کشتن او برخاستند ، امام فرمود : ] آرام باشید ، دشنام را دشنامى باید و یا بخشودن گناه شاید . [نهج البلاغه]
 

 
   

آزادی - مفهوم آزادی
 
خانه | ارتباط مدیریت |بازدید امروز:5بازدید دیروز:3
 

زهره صفی آریان :: 86/5/22::  7:52 صبح

پشت پنجره ام را کوبید *گفتم:که هستی؟*گفت :آفتاب*بی اعتنا طناب را آماده کردم.پشت پنجره ام را کوبید*گفتم:که هستی؟*گفت:ماه*بی اعتنا طناب را آماده کردم.پشت پنجره ام را کوبید*گفتم:که هستید؟*گفتند:همه ستارگان دنیا*بی اعتنا طنابم را آماده کردم.پشت پنجره ام را کوبید*گفتم:که هستی؟گفت:یک پرنده آزاد*پنجره را با اشتیاق به رویش باز کردم.



:: RSS ::
::تعداد کل بازدیدها::

20590

::آشنایی بیشتر::

درباره صاحب وبلاگ

::درباره من::
آزادی - مفهوم آزادی
زهره صفی آریان
پر پرواز را بگشایم وبه هر آنچه دوست دارم ودرست است برسم آنچه سالیان مدیدیست که بدنبال آن هستم نمی رنجانم ،مایلم آنچه که میخواهم با ملایمات زمانه بدست آورم .در لحظات ماندم وشنیدم اما خود را از زمانه جدا کردم .زمانه را به بهترینش ساختم ،کامل کردم اما خود را پشت سر یافتم بدنبال آنم که برسم .آئینه ها را یافتم اما بدنبال لحظات خوب رسیدنم.
::لوگوی من::
آزادی - مفهوم آزادی
::لوگوی دوستان::








::جستجوی وبلاگ::
 :جستجو
::اشتراک::